السيد علي الحسيني الميلاني

42

داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على "ع" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى)

بريده مىگويد : من در حالى از محضر پيامبر برخاستم كه هيچ كس را به اندازه على عليه السلام دوست نداشتم . عبداللَّه بن عطاء مىگويد : اين حديث را براى ابوحرب بن سويد بن غفله تعريف كردم . وى گفت : عبداللَّه بن بريده قسمتى از حديث را از تو پنهان داشته است و آن اين كه رسول خدا عليه السلام به بريده فرمود : أ نافقت بعدي يا بريدة ! « 1 » اى بريده ! آيا پس از جدايى از من ، منافق شده‌اى ؟ حديث بريده را حافظ هيثمى نيز نقل كرده است . وى مىنويسد : بريده مىگويد : روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله على عليه السلام را در رأس سپاهى به يمن و خالد بن وليد را به « جبل » فرستاد و به آن‌ها فرمود : اگر به هم رسيديد فرماندهى هر دو سپاه را به على بسپاريد . دو سپاه به هم رسيدند و چنان غنايمى عايد آن‌ها شد كه تا آن روز نظيرش را نديده بودند ، على از ميان خمس غنايم ، كنيزى را براى خود برگزيد .

--> ( 1 ) . تاريخ مدينة دمشق : 42 / 190 - 191 .